p2
ویو ا.ت
دیدم دارن زنگ میزنن رفتم درو باز کردم که یهو زن عمو پرید بغلم
ا.ت:بفرما...(حرفش به خاطر زن عموش قطع شد)
م.ج: سلام عزیزم(داره ا.ت رو خفه میکنه😂)
ا.ت: س...سلام...زن...عمو...خفه...ش...شدم...ول...ولم...کن
جیمین: مامان ولش کن خفش کردی ولی ا.ت حقته و...سلام
ا.ت: آههههه... آخیشششش راحت شدم. اولا سلام دوما درد و مرض که حقته
جیمین: خفه شو دختره ی هرزه افریته
ا.ت: هوی بچه کوچه
با سوزشی که روی صورتم بود مواجه شدم فهمیدم بلهههه جیمین پسر عموی بنده زده تو گوشم منم تلافی کردم و روش یه لیوان آبی که بغلم بود رو ریختم سرش
ادمین1(خودم): غلط کردی دختره ی مادر جبهه ای:/
بغضم گرفته بود رفتم نشستم تو اتاقم و رفتم تو گوشی که جیمین در زد و آمد تو:
جیمین: ا.ت بیا شام بابت اینکه کتکت زدم هم معذرت میخوام
ادمین1(باز خودم😑): توچرا معذرت بخوای ا.ت حرو*می باید معذرت بخواد نه تو
ا.ت: خیلی خب برو گورتو گم کن میبخشمت
رفتم نشستم بغل مامانم که جیمین هم اومد نشست کنارم
پ.ا و پ.ج: میخوایم یه چیزی رو بگیم
All:بله بگید
پ.ج: .....
ادامه دارد...
خماری😁
شرط:
(5تا لایک)
امیدوارم خوشتون بیاد🌸🌸🌸
دیدم دارن زنگ میزنن رفتم درو باز کردم که یهو زن عمو پرید بغلم
ا.ت:بفرما...(حرفش به خاطر زن عموش قطع شد)
م.ج: سلام عزیزم(داره ا.ت رو خفه میکنه😂)
ا.ت: س...سلام...زن...عمو...خفه...ش...شدم...ول...ولم...کن
جیمین: مامان ولش کن خفش کردی ولی ا.ت حقته و...سلام
ا.ت: آههههه... آخیشششش راحت شدم. اولا سلام دوما درد و مرض که حقته
جیمین: خفه شو دختره ی هرزه افریته
ا.ت: هوی بچه کوچه
با سوزشی که روی صورتم بود مواجه شدم فهمیدم بلهههه جیمین پسر عموی بنده زده تو گوشم منم تلافی کردم و روش یه لیوان آبی که بغلم بود رو ریختم سرش
ادمین1(خودم): غلط کردی دختره ی مادر جبهه ای:/
بغضم گرفته بود رفتم نشستم تو اتاقم و رفتم تو گوشی که جیمین در زد و آمد تو:
جیمین: ا.ت بیا شام بابت اینکه کتکت زدم هم معذرت میخوام
ادمین1(باز خودم😑): توچرا معذرت بخوای ا.ت حرو*می باید معذرت بخواد نه تو
ا.ت: خیلی خب برو گورتو گم کن میبخشمت
رفتم نشستم بغل مامانم که جیمین هم اومد نشست کنارم
پ.ا و پ.ج: میخوایم یه چیزی رو بگیم
All:بله بگید
پ.ج: .....
ادامه دارد...
خماری😁
شرط:
(5تا لایک)
امیدوارم خوشتون بیاد🌸🌸🌸
- ۳۳۶
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط